تبليغاتX
امامزادگان عشق
یا امام رضا (علیه السلام)

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

خاموش کن صدارا، نقاره می زند طوس

آیا مسیح ایران کم داده مرده را جان

جانی دوباره بردار با ما بیا به پابوس

آنجا که خادمینش از روی زائرینش

گرد سفر بگیرند با بال ناز طاووس

خورشید آسمان ها در پیش گنبد او

رنگی ندارد آری چیزی شبیه فانوس

رویای ناتمامم ساعات در حرم بود

باقی عمر اما افسوس بود و کابوس

وقتی رسیدی آنجا در آن حریم زیبا

زانو بزن به پای بیدار خفته در طوس...

(سید حمید برقعی)


 

نوشته شده توسط آرمان فاطمی در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 ساعت 9:2 موضوع | لینک ثابت


السلام علیک یا باب الحوائج

قسمت این بود که با عشق تو پرواز کنم

وخدا خواست که بی دست و سر آغاز کنم

چشمم از عشق و خجالت زدگی پر شده بود

تیر دشمن کمکم کرد که ابراز کنم

شرم اینگونه خدا قسمت کافر نکند

دست من باشد و راهی نشود باز کنم

 سَر وسرّی است میان من و مشک و سرو دست

 کاش می شد که تو را با خبر از راز کنم

پاک کن چشم مرا تا که مبادا،گل من!

 قامت سبز تو را سرخ برانداز کنم

دختری در دل خود گفت:«نباید پس از این

 روی زانوی کسی ناز شوم ،ناز کنم.»


 

نوشته شده توسط آرمان فاطمی در پنجشنبه یکم اسفند 1387 ساعت 9:10 موضوع | لینک ثابت